تق تق تق درود بر امپراطور اجازه ی ورود میدهید خوب موقعی رسیدی بیا تونمیخواهم مزاحم خلوتتان شوم امپراطور این روزگار شاه و فقیر نمیشناسه رفیق امابیا تو بشین باهات حرف دارم بیاامپراطور گستاخی نباشد وسایلتان را جمع میکنید راهی سفری هستیدآره راهی یه سفر دور و درازم عه آخه هیچی نگو فقط بعد رفتنم این نامه رو برای مردمانم بخونمتاسفم اما مراقب خودت باش رفیق خدانگهدارمردم به گوش باشید نامه ای از امپراطور برایتان آورده ام سکوت کنید مردمامروز از این دیار سفر میکنم و غیر از یاران وفادار خود با خود هیچ نمیبرمبعد از من مراقب دلهای مردمانم باشید که هیچ گاه نشکندبه آنان بگویید و گوشزد کنید که یکدیگر را دوست بدارند و به هم عشق بورزندحرمت هم پیاله گی یکدیگر را نگه دارند و پیمان برادری خود را هیچ گاه نشکنندبه مردمانم بگو از سه چیز بترسندآهی که از دل بلند شود , اشکی از چشمان یتیم جاری شود , و قلبی که از سر تهمت بشکندباشد تا پایه های این امپراطوری را روزی استوار ببینیمسلام هوادار این روزا هوامو داری گریه تو بند نیاوردم اشکمو در بیاریمن سینه مو پاره نکردم واست که بری رو شونه ی دشمنه من سر بذاریحرمتا رو نشکن باشه میرم به جونت ولی بعد من کی مرگ مهراب میخونهکی مثله من تو شبای حال خرابیت تا خود صبح به عشق تو بیدار می مونهمن زندگیمو باختم هنجرمو باختم با عربده هام واسه شما خاطره میساختمهزار و یه شب نخوابیدم وقتی دیدم بیداری یک دو سه هوادار صدامو داریهواتو داره حتی از راه دور این صدای خود خوده امپراطورههیشکی وارث تخت من نبود من فکر میکردم که با سادگی نقابمو هدیه کردمبی اراده میشکنه اما سرش نمیشه خم وارث این صدای خسته غمش نمیشه کماز نقاب میزنه تا دله شما خوش شه تو چه میدونی چه آرزوها تو خودش کشتهمرهم دردای شما و عاشقای سینه چاک شاید مصلحت خداست که منو بدین به خاکسلسله ی موی دوست حلقه ی دام بلا من هواتونو دارم آدمای بی حواساصلا حلالتون باشه میرم پایین گوشتامو بسوزونین استخونامو بردارینمن تو شریان این صدای خسته ی بی جونم من یه عمر شما رو یه خانواده میدونمپشتمو خالی کردین حداقل خاکیم نکنین خدا پشته حق نشسته شاکیم نکنینمنو قضاوت نکنین من از این قصه ها دورم درسته میرم اما همیشه امپراطورمشنونده های این صدای خسته تو شب الو صدا میاد حرف بزن بگوشمگاهی اوقات حقیقت سخته شرمنده که سه سال نخواستم با تو رو به روشمآره تو حق داشتی حقیقتو بدونی همیشه هواتو از دور داشتم پنهونییه چیزی میگم و میرم تو خودت قضاوت کن مثله من میتونی سه سال زندونی بمونیسلام تعصبی که رو صدام کم شدی سلام غیرتی که با دله من بد شدیسلام رفیقه نیمه راهی که دیدی وسط راه خسته شدم از کنارم رد شدیصدای منم واسه دله شما دلتنگه فدای سر تعصبت این روزا کم رنگهتو برو خسته نشی اما به گوش شهر برسون امپراطور داره تنهایی میجنگهآره میرمو میجنگم با تمومه دشمنا به گوشتون میرسه یه روز مهرابو کشتنامیمیرم اما سرم خم نمیشه یه لشگر حریفه دله خستم نمیشهاز صدام معلومه که اهل خوشحالی نیستم من دست راست خدام مثله بقیه نیستممن نقابه ملتم از نژاد این دردام تو هنجرم بغضیه که بوی اشک میده حرفامعرضم به .. بگم از چشای غمگین که قلمم با هق هقه سردم میجنگیداین حرفا رو بشنوین از این هنجره ی پاره هنوز تو سینم یه قلبی هست که هواتو دارهبه ملکم سلام منو برسونین خودش میدونه چی میشه ته این نبرد خونیندیگه این امپراطور با هیشکی نداره کاری سلام هوادار هنوزم صدامو داری

Featmusic یکی از بروزترین سایت های پخش آنلاین و دانلود رایگان موزیک درایران با حجم نیم بها و قابلیت های ویژه